سه شنبه 29 آذر 1390 ساعت 20 و 27 دقیقه و 17 ثانیه
نویسنده :
معین کریمی
وضعیت ایران
در آستانه ی ظهور اسلام، جهان پر از آشوب و ظلم و بی عدالتی بود و مردم جهان منتظر منجی آسمانی بودند. جنگ و خون ریزی، قتل و غارت، ظلم و استبداد و جوامع طبقاتی و اشرافیگری فراگیر شده بود. منطقه ی عربستان نیز از نقاط دیگر جهان مستثنا نبود، بلکه جهالت و سیطره ی خرافات و تضییع حقوق و جنگ های قبیله ای و زنده به گور کردن دختران و... نمونه هایی از صحنه های حاکمیت جهل در این منطقه بود.
ایران نیز مانند سایر نقاط جهان در بی عدالتی کامل فرو رفته بود و مردم از استبداد طولانی شاهان ساسانی به ستوه آمده بودند; جامعه ی ایرانی به طبقات مختلف تقسیم شده بود; دهقانان و طبقات فرودست استثمار می شدند و نجبا و موبدان از امتیازات دیرینه برخوردار بودند; موبدان طی قرن ها، اکثر مردم ایران را در نوعی بندگی محنت بار نگه داشته بودند. دیوارهای عظیم طبقاتی بین واستریوشان (کشاورزان) محروم با واسپوهران (شاهزادگان) و موبدان و آزارتان فاصله ای عبورناپذیر به وجود آورده بود. مردم از این سایه ی تاریکی که قرن ها بر آنها افکنده شده بود خسته شده و کاسه ی صبرشان لبریز گشته بود; چنان که فرار آخرین پادشاه ساسانی، از پایتخت که در فکر تشکیل سپاه بود، نشان دهنده ی روی گردان شدن مردم ایران از این سایه ی تاریک و وحشتناک استبداد ساسانی است، به طوری که سرنوشت او و کشته شدنش به دست آسیابانی در مرو از این حقیقت حکایت دارد که مردم ایران حاضر نبودند از این دولت مستبد حمایت کنند و قدرتشان را استمرار دهند; لذا ساسانیان پشتوانه ی مردمی خود را کاملا از دست داده بودند، به طوری که شاه بدون حشم و خدم و حشمت پادشاهی، آواره ی شهرهای ایران بود.
جامعه ی ایرانی در طول حکومت ساسانیان بر دو رکن قائم بود: مالکیت و خون. بر اساس نامه ی تنسر، مرزبندی بسیار محکم، نجبا و اشراف را از عوام الناس جدا می کرد و امتیاز آنان به لباس و مرکب و سرای و بستان و زن و خدمتکار بود.
بر اساس قوانین ساسانی، هیچ کس نباید خواهان درجه و طبقه ای برتر از آنچه گذشتگان و نسب او داشتند باشد; یعنی همه ی امتیازات در این جامعه ی ظلم گستر براساس وراثت و پیشینگی خانوادگی بود و دهقان زاده هرگز حق نداشت در طبقه ای دیگر حضور یابد و استعدادهای خود را نشان دهد، بلکه در این جامعه سرنوشت همه به اجبار براساس گذشته ی آنها مشخص می شد، اشراف زاده اگر چه کودن باشد، حق حاکمیت و برتری اش محفوظ بود و قانونی کاملا خشک حاکم بود و از عدالت هیچ خبری نبود. در چنین جامعه ای هیچ زمینه ی رشدی وجود نخواهد داشت، چون استعدادهای مختلف انسان ها از بین می رود.
1. وضع اقتصادی
زمین های کشاورزی و باغ ها تحت اختیار خاندان بزرگ از اشراف مثل قارن و مهران و... و نظامیان بود و عده ای از دهقانان و فرودستان برای آنها در مزارع و باغ ها بیگاری می کردند. مالیات های سنگین بر مردم تحمیل می شد و حکومت ساسانی به خاطر وجود جنگ های طولانی بین ایران و روم; یک حکومت میلیاتریسمی (نظامی) بود بُعد نظامیگری از طرف دربار تقویت می شد و هزینه ی گزاف این جنگ ها بار سنگینی بود بر دوش مردم ایران و همین عامل سبب رواج فساد و رشوه و گرانی در جامعه بود.
2. وضع فرهنگی
علم و هنر و مسائل فرهنگی، به خاطر ساختار طبقاتی، در اختیار گروهی محدود بود. موبدان به عنوان حاکمان شرع، فرهنگ خرافاتی آتش پرستی را ترویج و به مردم تحمیل می نمودند و هیچ کس حق رشد و ترقی در علم و فرهنگ را بدون میل و خواسته ی شاه نداشت. جماعتی قلیل از تجار شهرها قرائت و کتابت حساب می دانستند و عامه ی مردم از حیث ادب و سواد و علم بضاعتی نداشتند و قسمتی از تعلیمات عالیه در دست مغان بود.
زنان و دختران حق خواندن و باسواد شدن را نداشتند، مگر زنان طبقات خاص از اشراف و...; لذا پس از اسلام آثار علمی و هنری و فرهنگی ایران اسلامی با گذشته ی آن هرگز قابل مقایسه نیست. آثار و بناهای اسلامی، مثلا مسجد شیخ لطف اللّه اصفهان، جهان ریاضیات را در برابر چشم انسان به نمایش می گذارد که در دوره ی ساسانی و پیش از آن چنین آثاری در تاریخ ایران سراغ نداریم و این اثرِ مستقیم وحی اسلامی بر روح ایرانیان است.
3. وضع سیاسی
ساختار سیاسی حکومت در عهد ساسانیان بر محور قدرت افسارگسسته ی آن سلطانی بود که تاج و تخت را به میراث تصاحب کرده بود. او در رأس هرم قدرت قرار داشت و فرمان های او قانون بود. این نوع ساختار سیاسی سبب بی عدالتی ها و ناهنجاری های اجتماعی و اقتصادی بود. مردم در این نوع حکومت خدمت گزار دولت و تأمین کننده ی هزینه های نظامی سنگین و جشن های کذایی و خوش گذرانی های شاه و درباریان بودند.
استمرار این سیستمِ تحمیلی سبب شده بود که پایگاه مردمی ساسانیان از بین برود.
چرا ایرانیان مسلمان شدند؟
این پرسش را به انحا مختلف پاسخ داده اند برخی با تندروی گفته اند :عربهای مسلمان ایرانیان را مجبور کردند که یا مسلمان شوند یا کشته میگردند وبرخی دین زردتشت را عقیده ای تحمیلی از سوی پادشاهان دانسته اند که در میان مردم ایران جایگاهی نداشته
وبا ازبین رفتن این پادشاهان این دین هم از بین رفته وبرخی هم ایرانیان رامنفعت طلبانی دانسته اند که برای نجات از مالیات سنگین یا معافعیت مالیاتی وبرخورداری از ازادی های اجتماعی ورهایی از محدودیتهای دیگر به دین اسلام روی اوردند ودر اخر اینکه چنین دیدگاهایی به نظر تندروانه می اید وبا اینکه این عوامل بی تاثیر نبوده اما نمی تواند قانع کننده به نظر اید
ایرانیان چگونه دین خود را عوض کردند ؟
ایرانیان در 3 مرحله به اسلام گرویدند:
1-نظامی: شامل سالهای فتوحات است .
2-شهری: از قرن 2هجری تا 4هجری به اسلام گرایش یافتند
3-روستایی: به طور عمده ازقرن 4 تا 7هجریی اسلام اوردند
در ان دوران به زردتشتیان فشار زیادی می اوردند وبه انها ذمی می گفتند وبا تحقیر جزیه می گرفتند زمخشری متوفی 539 ه.ق می نویسد: جزیه را باید با توهین وتحقیر از انها گرفت .غیرمسلمان باید خودش به صورت پیاده بیاید ونه سواره .هنگام پرداخت باید اوایستاده وعامل اخذ جزیه نشسته باشدمامور باید غیر مسلمان را از گردن بگیرد اورا تکان دهدوخواستار پرداخت جزیه شود .او همین که جزیه را به طور کامل پرداخت باید پس گردنی بخورد ومرخص شود
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
دوشنبه 8 اسفند 1390 ساعت 21 و 02 دقیقه و 58 ثانیه
نویسنده :
معین کریمی
[http://www.aparat.com/v/e1c2c517c50cbacc6f0520207ae9cbe8137437]
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
دوشنبه 8 اسفند 1390 ساعت 21 و 50 دقیقه و 15 ثانیه
یکشنبه 7 اسفند 1390 ساعت 18 و 30 دقیقه و 19 ثانیه
نویسنده :
معین کریمی
برای دیدن تصاویر و خواندن متن بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
پنجشنبه 22 دی 1390 ساعت 20 و 10 دقیقه و 18 ثانیه
نویسنده :
معین کریمی
روز عزای آل الله علیه السّلام
پیوستن حر بن یزید ریاحی به ابا عبدالله الحسین علیه السّلام و شهادت آن جناب رضی الله
شهادت امام حسین علیهالسّلام و دیگر اصجاب علیه السّلام
غارت اموال حرم حسینی توسط لشکریان ابن زیاد.
جدا شدن سرهای مطهر
به آتش کشیدن خیمه های آل الله
فرستادن رأس مطهر امام حسین علیه السّلام به کوفه در عصر عاشورا توسط خولی ملعون
قتل ابن زیاد در علشورای 67 هـ به فرمان مختار
وفات ام سلمه 63-62 هـ. ق .
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
پنجشنبه 22 دی 1390 ساعت 13 و 24 دقیقه و 47 ثانیه
پنجشنبه 22 دی 1390 ساعت 13 و 12 دقیقه و 45 ثانیه
نویسنده :
معین کریمی
شیطان از جنس جن است و از آتش آفریده شده است و قبل از این که از بهشت رانده شود خداوند را بسیار عبادت کرد به همین دلیل عزاز نام گرفت. حضرت علی (ع) می فرمایند:((شیطان 70,000 سال خدا را عبادت کرد و فقط یک نماز دو رکعتی او4,000 سال طول می کشید.)) وقتی که خدا انسان را از خاک آفرید و در آن روح دمید به تمام ملائکه دستور داد که بر آدم سجده کنند و همه به جز ابلیس سجده کردند شیطان گفت: من هفتاد هزار سال تو را عبادت کرده ام و خودت فرموده ای که هر کسی مرا عبادت کند، عبادتش را بی نتیجه نمی گذارم و عوضش را به او خواهم داد. خداوند فرمود: هر چی می خواهی در دنیا به تو عطا می کنم. شیطان گفت:
اوّل اینکه اجازه دهی تا قیامت زنده بمانم. خداوند قبول کرد.دوم اینکه در مقابل هر یک فرزند انسان، دو فرزند به من عطا کنی که برای هر یک از اولاد انسان مسلط کنم تا آن ها را به گمراهی بکشانند. خداوند قبول کرد. سوم اینکه از تو می خواهم مرا در بدن آدم همچون خون جریان دهی که از هر جای بدن او بتوانم او را به معصیت بکشانم. چهارم اینکه می خواهم اولاد آدم مارا نبینند ولی ما آن ها را ببینیم. پنجم اینکه می خواهم قدرتی به من دهی که به هر شکلی که می خواهم در آیم و هر کجا که می خواهم بروم. ششم اینکه می خواهم تا دم مرگ پیش اولاد آدم باشم( یعنی حتی وقتی حضرت ملک الموت برای قبض روح به سراغ انسان می آید شیطان هم حاضر می شود و انسان را وسوسه می کند.)امام محمد باقر (ع) می فرمایند: هنگامی که انسان در حال جان کند است خیلی تشنه می شود و در آن هنگام شیطان با یک لیوان آب می آید و می گوید اگر بر من سجده کنی و کافر شوی این آب به تو می دهم وقتی که انسان ناامید می شود شیطان آب را می ریزد و می گوید: من از تو بیزارم و می رود. هفتم اینکه از تو می خواهم که مرا بر سینه اولاد آدم مسلط گردانی تا او را وسوسه کنم.خداوند در پایان می فرمایند: تمام خواسته هایت را بر آورده می کنم ولی هر کس پیرو تو باشد او را با تو به جهنم می فرستم.
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
پنجشنبه 22 دی 1390 ساعت 13 و 10 دقیقه و 39 ثانیه
نویسنده :
معین کریمی
شیطان می گوید: ای خدا به عزت و جلالت قسم که همه انسان ها را گمراه می کنم مگر عده ی معدودی که بنده خاص تو هستند. سپس گفت: حالا که مرا بیرون می کنی جایی برای زندگی کردنم معیّن کن. خداوند فرمودند: تو را در حمام ها و هر کجا که محل رفت و آمد مردم است قرار دادم. شیطان گفت: غذای من چه باشد؟ خداوند فرمود: سر هر سفره ای که نام من (بسم الله الرحمن الرحیم) برده نشود بنشین با آن ها که همچون حیوان گرسنه هستند غذا بخور، حضرت امام محمد باقر (ع) در این باره می فرمایند: اگر اول غذا یادتان رفت بسم الله بگویید آخر غذا بگویید تا شیطان هر چه خورده برگرداند بعد شیطان گفت: که من احتیاج به آب دارم. خداوند فرمودند: آب تو شراب و هر چیز مست کننده باشد. بعد گفت: برای من کتابی قرار بده. خداوند فرمود: کتاب تو وَشم (خالکوبی و کتاب های سحر و جادو) اولین کسی که سحر و جادو را به انسان آموخت شیطان بود. بعد شیطان گفت:برای من حدیثی قرار بده. خداوند فرمود: حدیث تو دروغ است. بعد گفت: برای من دام و وسیله شکار قرار بده. خداوند فرمودند: زنان را وسیله صید و به دام انداختن مردم قرار دادم.
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
پنجشنبه 22 دی 1390 ساعت 13 و 06 دقیقه و 38 ثانیه
نویسنده :
معین کریمی
روزی حضرت محمد (ص) شیطان را حاضر در مسجد الحرام دید پیش او رفت و به او گفتند: ای ملعون چرا ناراحتی؟ شیطان گفت: از دست تو و امت تو ناراحتم.حضرت فرمود: چرا از من ناراحتی؟ شیطان گفت:که چون این همه تلاش می کنم که مردم را گمراه کنم ولی تو در قیامت از آن ها شفاعت می کنی و تمام زحمات مرا به هدر می دهی به همین خاطر با تو دشمنیم. حضرت فرمودند: از امتم چرا ناراحتی؟ شیطان گفت: امت تو خصوصیاتی دارند که امت های دیگر ندارند.
اول اینکه وقتی به هم می رسند سلام می کنند که (سلام) اسم خداست و من از این اسم می ترسم. دوم اینکه وقتی همدیگر را می بینند به یکدیگر (دست) می دهند و دست هایشان از هم در نیامده گناهانشان بخشیده می شود. سوم اینکه وقتی می خواهند غذا بخورند (بسم الله) می گویند و من دیگر نمی توانم غذا بخورم و گرسنه می مانم.چهارم اینکه بعد از غذا خوردن (الحمدالله) می گویند. پنجم اینکه وقتی اسم تو می آید بلند بلند (صلوات) ختم می کنند و آنقدر ثواب آن زیاد است که من فرار می کنم.ششم اینکه وقتی می خواهند کاری بکنند (ان شاءالله) می گویند و من دیگر نمی توانم در آن کار دخالت کنم و آن ها را بر هم زنم. هفتم اینکه صدقه می دهند و وقتی که (صدقه) می دهند هم گناهانشان آمرزیده می شود و هم هفتاد نوع بلا را از خود دور می کنند به همین دلیل حـضرت نبی اکرم(ص)فرمودند:وقتی انسان دستـش می کند تا صدقه بدهد هفتاد شیطان دست او را می گیرند تا او را منصرف نمایند. هشتم اینکه آنان که قرآن می خوانند و در خانه ای که (قرآن) خوانده می شود دیگر جایی برای من نمی ماند چون در آن خانه ملائکه رفت و آمد می کنند. نهم آنکه مرا زیاد لعنت می کنند و با هر (لعنت) یک زخم بر بدنم می افتد و تا زمانی که آن شخص را به گمراهی نکشانم آن ها خوب نمی شود. دهم اینکه هنگامی که گناه می کنند سریع (توبه) می کنند و زحمات مرا به هدر می دهند. یازدهم اینکه عطسه که می کنند(الحمدالله)می گویند حضرت فرمودند:عطسه از طرف خداوند و خمیازه از طرف شیطان است و وقتی عطسه می کنید باید(الحمدالله)بگویید.
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
پنجشنبه 22 دی 1390 ساعت 13 و 04 دقیقه و 07 ثانیه
نویسنده :
معین کریمی
وقتی انسان نماز می خواند، شیطان از او دور می شود، به خصوص اگر سجده نماز طولانی باشد شیطان از روی حسادت و ناراحتی فریاد می زند.( زیرا زمانی که شیطان از بهشت رانده شد به او اجازه ی نماز خواندن داده نشد به همین دلیل زمانی که انسان نماز می خواند او حسرت می خورد.)
حضرت امام صادق (ع) فرمودند:(هر کس نماز نخواند از شیطان پستتر است؛ زیرا شیطان یک خطا کرد و آن هم این بود که بر انسان سجده نکرد امّا اگر انسان نماز نخواند، بر خداوند سجده نمی کند. حضرت محمد(ص) می فرمایند: مجوز عبور انسان از پل صراط نماز است و می فرمایند: اگر نماز مؤمن قبول شود بقیه اعمال او نیز قبول درگاه الهی می باشد. در نماز ها، نماز صبح خیلی سفارش شده است و دلیل آن این است که در هنگام شب فرشتگان شب پیش انسان هستند و اعمال شب را می نویسند و هنگامی که اذان صبح را می دهند، فرشتگان شب می روند و جای خود را به فرشتگان روز می دهند پس اگر نماز صبح را بخوانیم در دو پرونده ثبت می شود و آخرین عمل که همین نماز صبح است را فرشتگان می نویسند و اوّلیّن چیزی که در پرونده ثبت می شود همان نماز صبح است و همچنین از حضرت امام صادق (ع) منقول است: که از صفات مومن این است که بسم الله الرحمن الرحیم را در نماز بلند بگوید و هر کس بعد از تکبیر نماز و قبل از شروع حمد اعوذ بالله مِنَ الشّیطان رجیم را بگوید به اندازه هر مویی که در بدن اوست هزار حسنه برای او می نویسند. و حضرت پیامبر فرمودند: هر کس بعد از نماز تسبیحات حضرت زهرا (س) (34 مرتبه الله اکبر، 33مرتبه الحمدالله،33 مرتبه سبحان الله) را بگوید به خصوص اگر با انگشتان بشمارد همان دست هایش او را در روز قیامت شفاعت می کند.
برای سلامتی امام زمان (عج) صلوات
التماس دعا
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
سه شنبه 20 دی 1390 ساعت 17 و 45 دقیقه و 43 ثانیه
نویسنده :
معین کریمی
[http://www.aparat.com/v/6937c2c2b618e234ef484fed0ed90a9d100955]
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
پنجشنبه 22 دی 1390 ساعت 13 و 28 دقیقه و 48 ثانیه
پنجشنبه 8 دی 1390 ساعت 20 و 06 دقیقه و 25 ثانیه
نویسنده :
معین کریمی
محاصره خیمه ها در کربلا
آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین علیه السّلام و امتناع
حضرت عباس الیه السّلام و برادرانش از پیرش امان نامه دشمن
صدور فرمان حمله عمومی به خیام امام حسین علیه السّلام از
سوی عمر بن سعد .
در خواست تأخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السّلام تا یک شب دیگر
آمدن لشکر تازه نفس به کربلا به دستور ابن زیاد
خطابه امام حسین علیه السّلام برای اصحابشان .
ورود شمر بن ذی الجوشن به کربلا _ سال 61 هـ . ق
و در گذشت آیت الله میرزا علی فلسفی 1427 ق
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
پنجشنبه 8 دی 1390 ساعت 20 و 05 دقیقه و 46 ثانیه
نویسنده :
معین کریمی
قحط آب در خیمه های حسینی
ملاقات امام حسین علیه السّلام با ابن سعد ملعون
وفات عالم جلیل آیت الله شیخ محمد رازی 1421 ق
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
پنجشنبه 8 دی 1390 ساعت 20 و 05 دقیقه و 23 ثانیه
نویسنده :
معین کریمی
بست آب بر امام حسین علیه السّلام
نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد مبنی بر سختگیری بر امام حسین علیه السّلام
نبرد سرنوشت ساز هواداران بنی عباس با سپاهیان اموی – سال 132 هـ .ق
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
پنجشنبه 8 دی 1390 ساعت 20 و 03 دقیقه و 31 ثانیه
نویسنده :
معین کریمی
دعوت حبیب بن مظاهر از طایفه بنی اسر برای یاری امام حسین
علیه السّلام
وفات علم بزرگ سید ابوالحسن محمد بن حسین رضی الله 406
قمری
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
پنجشنبه 8 دی 1390 ساعت 19 و 57 دقیقه و 37 ثانیه
نویسنده :
معین کریمی
دعوت ابن زیاد از شیث ربعی فرمانده پیادگان عمر سعد ملعون برای جنگ با
امام حسین علیه السّلام
اعزام سپاه ابن زیاد جهت ممانعت از حرکت مردم کوفه برای یاری امام
حسین علیه السّلام .
آغاز سریه عبدالله بن اُنیس – سال ششم هجری قمری
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
پنجشنبه 8 دی 1390 ساعت 12 و 23 دقیقه و 46 ثانیه
نویسنده :
معین کریمی
سخن پراکنی عبیداللّه بن زیاد ملعون علیه امام حسین علیهالسلام در مسجد کوفه و مسدود شدن راههای ورودی و خروجی کوفه به دستور او.
فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السلام
ولادت قابیل
خراب شدن قصر نمرود
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
پنجشنبه 8 دی 1390 ساعت 11 و 58 دقیقه و 13 ثانیه
نویسنده :
معین کریمی
عشقی چو برگزیدیمگفتیم یا اباالفضل
از عاقلان بریدیم گفتیم یا اباالفضل
بازار عشق عباس گرم است همچو خورشید
ما عشق او خریدیم گفتیم یا اباالفضل
هر هیئتی که رفتیم پرچم به دست او بود
با سر سویش دویدیم گفتیم یا اباالفضل
از زینب و رقیه زهرا همه امامان
هر روضهای شنیدیم گفتیم یا اباالفضل
بین حسین و عباس در کربلا نشستیم
خیل ملک چو دیدیم گفتیم یا اباالفضل
از هیبت علی و ایوان شنیده بودیم
تا در حرم رسیدیم گفتیم یا اباالفضل
با عشق و مشق عباس هر شب به خواب رفتیم
آرام آرمیدیم گفتیم یا اباالفضل
بر مشک چشمهامان تیر غمش چو بنشست
آهی ز دل کشیدیم گفتیم یا اباالفضل
اشکم زبان گشود و با اشک مشک می گفت
تا بر حسین چکیدی گفتیم یا اباالفضل
بر کام تشنه او یک عمر گریه کردیم
هر جا که آب دیدیم گفتیم یا اباالفضل
بر روضه های سخت و سنگین فاطمیه
تا پیرهن دریدیم گفتیم یا اباالفضل
صدها سخن ز رزم شبه علی شنیدیم
چون مثل او ندیدیم گفتیم یا اباالفضل
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
تعداد کل صفحات : 3
1
2
3